شش سال و هفت ماه حبس برای فعال حقوق زنان
دادگاه تجدید نظر استان کردستان حکم شش سال و هفت ماه حبس برای روناک صفارزاده، دانشجو و عضو کمپین یک میلیون امضا را تائید و ابلاغ کرد. این حکم در حالی تائید میشود که روناک صفار زاده، بیست و سومین ماه بازداشت خود را در شرایطی نامساعد پشت سر میگذارد.به گزارش روزآنلاین، روناک صفار زاده که بیست و سه ماه پیش توسط نیروهای امنیتی در سنندج دستگیر شد، ابتدا از سوی محافل امنیتی و قضائی با اتهاماتی نظیر اقدام علیه امنیت ملی، عضویت در سازمان پژاک و عبور غیر مجاز از مرز روبرو شد. وی سپس به دلیل همین اتهامات به مدت چهار ماه در بازداشتگاه اطلاعات سپاه سنندج تحت فشار و شکنجه قرار گرفت. با این حال وی در بازجوئیهای تحت فشار و شکنجه و جلسات محاکمه، اتهامات وارده را نپذیرفت.دادستان سنندج و قاضی پرونده وی، شخصا در جلسه دادگاه این فعال حقوق زنان را متهم به محاربه کرده بودند، اما این اتهام علیه وی به اثبات نرسید. دادگاه سنندج در آخرین جلسه رسیدگی به پرونده وی، او را به اتهام اقدام علیه امنیت ملی به پنج سال حبس و به اتهام تبلیغ علیه نظام به یک سال حبس دیگر محکوم کرد و همزمان دادگاه دیگری در استان آذربایجان غربی وی را به اتهام عبور غیر مجاز از مرز به هفت ماه حبس محکوم کردند. به این ترتیب در مجموع دادگاه انقلاب سنندج این عضو کمپین یک میلیون امضا را به شش سال و هفت ماه حبس محکوم کرد و این حکم روز گذشته توسط دادگاه تجدید نظر استان کردستان تائید و ابلاغ شد.روناک صفار زاده که فعالیت چشمگیری در موسسه زنان آذر مهر استان کردستان و کمپین یک میلیون امضا داشته، در طول بیست سه ماه بازداشت، بارها تحت فشار و آزار و اذیت مسئولان زندان قرار گرفته و حتی چندین بار خبر ضرب و شتم وی به دستور قاضی امجد، بوسیله زندانیان دیگر منتشر شده است. وی در اعتراض به این برخوردها که موجب آسیب دیدگی جدی جسمی وی شده و همچنین در. اعتراض به رویه غیر قانونی رسیدگی به پروندهاش سه بار دست به اعتصاب غذا زد.طبق آخرین خبرهای بدست آمده از وضعیت جسمی و روحی وی، او هم اکنون به شدت دچار افسردگی و ناراحتی های روحی شده و با اینکه در بند عمومی زندان نسوان سنندج بسر میبرد، همچنان از دسترسی به درمان و معالجات پزشکی محروم است.شایان ذکر است که در مناطق کردنشین کشور علاوه بر روناک صفار زاده، دو فعال دیگر حقوق زنان به نام های هانا عبدی و زینب بایزیدی به دلیل فعالیت های مسالمت جویانه در حوزه زنان ماههاست در زندان بسر میبرند . این دو نفر هم با پروندهای مشابه پرونده صفار زاده هر کدام به پنج سال حبس در تبعید محکوم شدهاند و هم اکنون دوران حبس در تبعید خود را میگذرانند
2:دبیر سرویس ادب و هنر روزنامه اعتمادملی بازداشت شد،
سحام نیوزچهارشنبه شب مهدی یزدانی خرم دبیر سرویس ادب و هنر روزنامه اعتمادملی ُبازداشت شد . به گزارش سحام نیوز مهدی یزدانی خرم مقابل نشر چشمه در نزدیکی دفتر روزنامه اعتمادملی توسط نیروهای لباس شخصی بازداشت شد . وی سومین عضو روزنامه اعتمادملی است که در حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری بازداشت شده استشد . وی سومین عضو روزنامه اعتمادملی است که در حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری بازداشت شده است
3:وضعیت نگران کننده عبدالله مومنی در اوین،
کاهش ۲۰ کیلو وزن در ۵۰ روزعبدالله مومنی، سخنگوی سازمان دانش آموختگان (ادوار تحکیم وحدت)، 45 روز پیش در حالی در دفتر ستاد شهروند مهدی کروبی بازداشت شد که به گفته شاهدان عینی، ماموران امنیتی او رابا خشونت هر چه تمام تر و ضرب و شتم شدید و بدون ارائه هیچ حکمی با خود بردند، اکنون اما با گذشت 45 روز زندان، وی نزدیک به 20 کیلو وزن کم کرده و تعادل روحی و جسمی اش را از دست داده است.به گزارش روزآنلاین، همسر وی که دیروز با وی ملاقات داشته از این وضعیت نگرانکننده با روز سخن گفته است. همسر، برادر و فرزندان عبدالله مومنی روز گذشته در زندان اوین با او در حالی دیدار کردند که این فعال دانشجویی نه قدرت تکلم داشت و نه قدرت راه رفتن. فاطمه آدینه وند، همسر مومنی که به شدت نگران و ملتهب بود به روز گفت: بچههای من اصلا آقای مومنی را نشناختند و به شدت از دیدن او شوکه شدیم.وی میافزاید: از زندان اوین او را با ماشین سبز رنگی آوردند؛ از ماشین که پیاده شد اگر من و برادرش او را نمیگرفتیم میافتاد. حتی نمی توانست یک قدم راه برود. کمک کردیم و وارد اتاق ملاقات شدیم. همسر مومنی با بیان اینکه "آنچه که میدیدیم را باور نمیکردیم" توضیح میدهد: ریش و موهای عبدالله بلند شده و کاملا به هم ریخته و صورتش از فرط لاغری به شدت سیاه شده، زیر چشمها گود رفته و کبود بود.خانم آدینهوند میافزاید: صدای عبدالله به شدت لرزان بود و اصلا قدرت حرف زدن نداشت و بچهها از دیدن وضعیت او به شدت ترسیده و فقط گریه میکردند و مدام میپرسیدند چه بلایی سر بابا اومده؟ به گفته او عبدالله مومنی تعادل روحی و روانی نداشت و فقط احوالپرسی میکرد و مدام میگفت "جای من خوب است". خانم آدینه وند با بیان اینکه "اگر جای او خوب است پس چرا به این شکل درآمده" میافزاید: تنها چیزی که عبدالله گفت این بود که دو روزست روزه ام. ما دیگر هیچ چیزی از او نشنیدیم.وی با بیان اینکه همسرش همچنان در انفرادی است و بازجویی او تمام نشده میگوید: همسرم شدیدا تحت فشار روحی و جسمی و شکنجه است و نزدیک 20 کیلو وزن کم کرده است. خانم آدینه وند تاکید میکند: آن کسی که امروز دیدیم اصلا عبدالله مومنی نبود؛ فقط یک پوست و استخوانی بود که تعادل روحی و روانی و قدرت حرف زدن وایستادن و راه رفتن نداشت. هیچ چیزی از عبدالله نمانده است. به گفته همسر مومنی این ملاقات فقط ده دقیقه و در حضور بازجوی این فعال دانشجویی صورت گرفته و بازجو با قرار دادن ضبط صوتی روی میز تمام مکالمات را ضبط کرده است.همسر مومنی با بیان اینکه "بچهها شوکه شده و ترسیدهاند" میگوید: از وقتی برگشتهایم بچهها فقط در حال گریه کردن هستند و نگران پدرشان که چه اتفاقی افتاده و نمیتوانیم آنها را آرام کنیم. وی با انتقاد شدید از وضعیت همسرش می افزاید: امروز که گریه بچهها و وضعیت عبدالله را دیدم به بازجو گفتم آیا این حق ماست در زندگی که 5 شهید دادهایم و عزیزانمان رفته اند تا ما در آرامش زندگی کنیم؟ اکنون با این آدم چه کردهاید؟ چه بلایی سر او آوردهاید؟بازجوی مومنی هیچ پاسخی نداده و زود ملاقات را به پایان رسانده و مجددا مومنی را با ماشین سبز بردهاند. خانم آدینه وند میگوید: یکبار صدام زندگی مرا نابود کرد و شوهرم رفت و شهید شد که بچه های این مملکت و ما در آرامش زندگی کنیم. امروز با دیدن عبدالله در آن وضعیت، باز صدام جلوی چشمان من زنده شد. چیزی از عبدالله من نمانده و من متاسفم که اینها مدام دم از عدالت میزنند و اینگونه رفتار میکنند.خانم مومنی که به شدت نگران و ملتهب است، توان صحبت بیش از این را ندارد. روز سه شنبه نیز عبدالله مومنی را مجبور کرده بودند با همسرش تماس گرفته و از او بخواهد هیچ گونه مصاحبه و اطلاع رسانی درباره او انجام ندهد. در این تماس تلفنی مومنی با لحنی به شدت عصبی و صدایی لرزان از همسرش خواسته بود: "به جای مصاحبه درباره پرونده و وضعیت من، به بچه داری بپرداز."از سوی دیگر همسر مومنی روز دوشنبه خبر از تماس تلفنی این فعال سرشناس دانشجویی داده و گفته بود: صدای او به قدری ضعیف و بریده بود که در کلام اول او را نشناختم. او در جملات کوتاه و بریده بریده خود تصریح کرد که در زندان انفرادی و زیر فشار شدید بازجویی است.فاطمه ادینهوند با بیان اینکه "این اولین بار نیست که عبدالله مومنی بازداشت و زندان انفرادی را تجربه میکند اما لحن صدای او و نحوه صحبتهایش نشان می داد که شدیدا تحت فشار قرار دارد"، نسبت به زیر فشار بودن فعالان سیاسی برای اعتراف ساختگی هشدار داده و گفته بود: "من در پایان تماس تلفنی به عبدالله تاکید کردم که مبادا از قرصهایی که به آقای ابطحی دادند و او را مجبور به اعتراف ساختگی کردهاند بخورد."این مصاحبه چنان بازجوها را به هراس انداخت که این زندانی را که بیش از 50 روز است در انفرادی و در شرایط ایزوله کامل و تحت شدیدترین فشارهای روحی و جسمی قرار دارد مجبور کردند با همسرش تماس بگیرد و با عصبانیت از او بخواهد هیچ گونه مصاحبه و پیگیری در باره پرونده و وضعیت او انجام ندهد
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر